فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
37
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
غرق گرديده بود . رئيس صومعهء آگوستنها كه از مسافران آن كشتى و به زحمت از مهلكه جسته بود واقعه را براى سفير نقل كرد و گفت كشتى كه حامل بيش از يكصد و بيست مسافر و مقاديرى مال التجاره بود فرداى روزى كه در هوائى بسيار خوب دماغهء رأس القوه را دور زد دچار بادى مخالف شد و اين باد رفتهرفته از جانب شمالغربى و شمال به كولاكى تبديل گرديد كه دريانوردان آن ناحيه آن را « شمال » مينامند چنان كه به بوران شمال و شمالشرقى نيز همين نام را مىدهند . در اين حالت همهء بادبانهاى كشتى برافراشته بود و از شدت طوفان ناويان قادر نبودند حتى يكى از آنها را پائين بياورند جز آنكه بادبان صفهء اطراف دكل خود به خود به حالت مورب درآمده بود . از قرار معلوم صاحب كشتى براى سنگين كردن آن ، به جاى سنگ ، برنج ريخته بود . و اين كارى است كه تجار خسيس هندى غالبا بدان دست مىزنند و از اينكه خود و مالشان را - براى نفعى اندك - در معرض بالاترين خطرها قرار دهند باكى ندارند . همانطور كه صاحب كشتيى كه وصف آن را بيان كرديم تاوان اين عمل خود را پرداخت . زيرا آن بينوا تنها به سنگين كردن كشتى با برنج قناعت نكرده بود بلكه به جاى آنكه طبق معمول برنجها را در جوال بريزد آنها را همچون برنجى كه در انبار مىريزند توده كرده بود بطوريكه بمحض خم شدن كشتى به يك طرف برنجها بدانسو متمايل شدند و كشتى را بطورى واژگون كردند كه در يك لحظه زيرورو شد و باستثناى اين روحانى آگوستنى كه برحسب اتفاق خود را روى عرشهء واژگون شده يافت ، و پنج شش ملاح كه روى چوببست زير كشتى خزيده و فرصت يافته بودند كه خود را به زورقى برسانند كه دو ملاح طناب اتصال آن را با كشتى بريده بودند ، بقيهء مسافران در نهايت سختى و بينوائى هلاك شده بودند . باد شديد اين زورق را به كنارههاى ايران ، واقع بين گواتر و دماغهء جاسك كشانيده و ملاحان مزبور ، دو روز پيش از آنكه سفير به مسقط برسد بدين شهر رسيده